صفحه نخست / آخرین مطالب / فضا برای فعالیت بانوان در تبریز بیشتر شده است/ مادران آگاه فرزندان موفق‌تری به جامعه تحویل می دهند
گفت و گو با اولین بانوی چنگ نواز استان آذربایجان شرقی؛

فضا برای فعالیت بانوان در تبریز بیشتر شده است/ مادران آگاه فرزندان موفق‌تری به جامعه تحویل می دهند

نشریه «صدای زنان» در گفت و گو با اولین بانوی چنگ نواز استان آذربایجان شرقی به زیبایی و یادگیری دنیای موسیقی پرداخته است.

به گزارش قادین‌یولو به نقل از نشریه صدای زنان، هارپ یا چنگ یکی از زیباترین و دلنشین ترین سازها در جهان است که آوای مسحور کننده ای دارد و همچنین سازی است که قدمتی بسیار در منطقه خاورمیانه و به ویژه ایران دارد و آثار تاریخی به جا مانده و حجاری های موجود مهر تائیدی بر این مساله است. در گردش روزگاران این ساز از موسیقی ایران بازماند و رو به فراموشی گذاشت.

از چند سال پیش با عشق و تلاش تعدادی از بانوان هنرمند ایرانی که در راس آنها سرکار خانم استاد فتانه شاهین قرار دارد ، این ساز دوباره در دایره توجه قرار گرفته است.

در اجرای ارکستر فیلارمونیک تبریز به رهبری یاشار شادپور ، بانوی چنگ نواز توجه ام را جلب کرد. بعد از پرس و جو فهمیدم که ایشان اولین بانوی هارپ نواز کلانشهر تبریز هستند.

گفتگوی صمیمی صدای زنان را با این بانوی هنرمند در ذیل بخوانید:

لطفا خودتان را بیشتر برای خوانندگان ما معرفی کنید.

سپیده میرمعصومی هستم متولد سال ۱۳۶۲ در شهر تبریز، نوازنده و مربی گیتار و چنگ. از کودکی به کارهای هنری علاقه داشتم و در این زمینه مرحوم پدر عزیزم مشوق اصلی من بود. وی با تهیه هر گونه ابزاری برای آشنایی کودکانش با هنر زمینه را برای انتخاب ما فراهم می کرد. در دوران دبیرستان با ساز گیتار آشنا شدم و موسیقی را جدی تر دنبال کردم. بعد از شروع به یادگیری گیتار ، تمام فعالیت های هنری من معطوف به موسیقی شد و این امر را مدیون اساتید گرانقدرم هستم. آقای محمد رنجبری
که مرا به موسیقی علاقمند کردند و آقای علیرضا کریم زاده که بعد از عزیمت آقای رنجبری از تبریز ادامه روند آموزش من با آقای کریم زاده بود. ایشان در رشد و پیشرفت من نقش بسزایی داشتند. در زمینه تدریس نیز بسیار از تجربیاتشان بهرمند شدم.

از اواسط دهه هشتاد شروع به تدریس کردم و در کنار تدریس علاوه بر به روی صحنه بردن هنرجویانم تا جایی که فضا اجازه می داد و امکان بود، به اجراهای صحنه ای نیز می پرداختم. چند سال قبل با ساز چنگ آشنا شدم و علاقمند به فراگیری آن. ولی در تبریز کسی با این ساز آشنا نبود. بعد از اولین اجرای ارکستر فیلارمونیک تبریز، طی مذاکراتی که با رهبر ارکستر آقای یاشار شادپور داشتیم به این نتیجه رسیدیم که ساز چنگ در ارکستر می‌تواند مفید و موثر باشد. بنابراین ایشان بنده را به حضور خانم فتانه شاهین معرفی کردند و من آموزشم را با ایشان آغاز کردم و تاکنون در دو اجرای صحنه ای ارکستر را همراهی کرده‌ام.

خانواده‌تان از اینکه هنر را ادامه بدهید مخالفت نکردند؟

نه. همانطور که گفتم پدرم مشوق من بود و خوشبختانه همسرم هم هنرمند هستند و حامی و همراه من در تمام فعالیت هایم.

با توجه به اینکه چنگ ساز گران قیمتی است و برای آموزش آن باید به تهران بروید چرا این ساز را انتخاب کردید؟

من به این ساز علاقمند شدم و انسان باید به دنبال اهدافش برود، هر چند این کار بسیار مشکل باشد. قطعا با مشکلات بسیاری همراه شدم. اما هیچ موفقیتی بدون زحمت به دست نمی آید. همینطور تهیه این ساز به لطف مدیریت محترم گالری پیانو باربد جناب آقای مباشر با همکاری ارکسترفیلارمونیک تبریز صورت گرفت. ایشان همیشه حامی هنرمندان شهرمان هستند.

آیا یادگیری موسیقی نیاز به استعداد دارد یا آموزش؟

موفقیت در هنر حاصل پیوند سه اصل است: استعداد، پشتکار و معلم خوب. هیچکدام به تنهایی نمی‌تواند موثر باشد.

به نظر شما فضای موسیقی در کشور ما چطور است؟

اگر اجازه بدید من به فضای شهرمان تبریز اشاره کنم. باید بگویم اکنون نسبت به حداقل دهه گذشته فضا برای فعالیت بانوان بسیار بیشتر شده است و این بسیار امیدوار کننده است. در سال های گذشته تعداد بانوان مدرس موسیقی انگشت شمار و فقط در سازهای محدودی بود. در حالی که امروزه این رقم افزایش یافته و تنوع سازی نیز گسترده شده است. در گذشته بانوانی که به فعالیت موسیقی می پرداختند فقط می توانستند به تدریس موسیقی بپردازند. اما امروزه ما شاهد اجراهای قابل قبولی از بانوان هنرمند شهرمان هستیم.

به نظرتان خانواده ها برای آموزش موسیقی واقعا به عنوان یک هنر نگاه می کنند یا یک تفریح و باکلاس بودن؟

خوشبختانه دیدگاه غالب خانواده ها به مدد وسایل ارتباط جمعی و اینترنت تغییر یافته و امروزه خانواده ها به این آگاهی دست پیدا کرده‌اند که آموزش موسیقی باید جزو ضروریات زندگی شان باشد. امروزه نه تنها خانواده ها سطح آگاهی شان افزایش پیدا کرده، بلکه کودکان نیز آگاه هستند و اغلب آگاهانه ساز موسیقی خود را انتخاب می کنند و این بسیار امیدوار کننده است.

آیا از نظر خودتان به چیزی که خواستید رسیده اید؟

اینکه اولین نوازنده یک ساز باستانی در شهرم و بخش کوچکی از جریان احیای این ساز هستم و فعالیت های موسیقایی که تاکنون انجام داده ام با وجود سختی های بسیار در زمینه موسیقی در کشورمان و بخصوص در حوزه زنان بسیار خرسندم. ولی قطعا راه درازی در پیش رو دارم و باید برای رسیدن به کمال همواره تلاش کنم.

از نظر اخلاق هنری مهم ترین شاخص ذهنی شما چیست؟

امر نوازندگی بدون تفکر موسیقیایی فقط یک فن محسوب می شود. ما باید به عنوان یک موزیسین به تفکر موسیقایی و هنری دست پیدا کنیم و این امر تا حدودی به آموزنده هنر مربوط می شود. چراکه اولین مرحله ورود به دنیای هنر به دست او شکل می‌گیرد و یک مربی موظف است علاوه بر آموختن فن موسیقی به شکل گیری صحیح تفکر هنری در هنرجویان کمک کند و مسیر را به آنها نشان بدهد و هنرجو پس از آن خود باید بدنبال کسب دیدگاه هنری باشد. هنرمند بدون دیدگاه دراجتماع تاثیرگذار نخواهد بود. علاوه بر این آموزش موسیقی به زندگی فرد نظم می دهد. زیرا آموختن موسیقی نیازمند زمان و برنامه ریزی می باشد. و این زمان بر بودن فرد را صبورتر می کند. نهایتا یک فرد هنری دیدگاهی متفاوت نسبت به دنیای پیرامونش دارد.

از تجربیاتتان برای دخترانی که تازه می خواهند وارد این عرصه شوند بگویید؟

باید بدانند که در مسیر پر زحمتی قدم می گذارند. علی رغم اینکه امروزه فضای موسیقی بهتر شده اما همچنان نیازمند تلاش و کوشش بسیار است. کار آسان را هرکسی انجام می دهد. مهم این است که کاری متفاوت را انجام بدهیم که اصلا آسان نیست و قطعا مسیر هنر باعث رشد و تعالی خواهد بود. فعالیت های اخیر بانوان در حوزه موسیقی نشان دهنده توانایی بالای بانوان ماست و این جای تبریک دارد. امیدوارم دختران مان سختی راه را برای خود انگیزه تلاش بیشتر کنند و توانایی هایشان را نشان دهند.

اولین باری که بروی صحنه رفتید چه حسی داشتید؟

طبیعتا استرس داشتم. برای اینکه صحنه و اجرا حتی برای افراد حرفه ای یک هیجان توام با استرس دارد. اما باید اعتراف کنم استرس در ثانیه های اول از بین رفت و با انرژی مثبت بسیار زیادی که از مخاطبان گرفتم اجرای بسیار خوبی را داشتم. اما بعد از اولین تجربه اجرا، این استرس به انرژی مثبت تبدیل شد و انگیزه بیشتری برای فعالیت گرفتم و بروی صحنه رفتن تبدیل به شوق شد. شوق ارتباط با مخاطب.

در آخر اگر حرفی است؟

ضمن تشکر از نشریه صدای زنان که یک تریبون واقعی برای زنان است و سپاس از گفتگوی صمیمانه تان، از بانوان عزیز می خواهم که حتما توانایی ها و استعدادهایشان را شکوفا کنند و فعالیت اجتماعی داشته باشند. در جامعه حضور پررنگ تری داشته باشند. خودشان را باور کنند. از سختی ها نهراسند. چرا که به جرات می توانم بگویم بانوان ما بسیار باهوش و توانمند هستند و در هر عرصه ای که برای شان امکان فعالیت بوده قابلیت های خود را نشان داده اند. از طرفی تجربه چند سال تدریس به من نشان داد مادران آگاه فرزندان موفق تری به جامعه تحویل می دهند. و سخن آخر برای یادگیری موسیقی هیچ وقت دیر نیست.
سپاسگزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *